تبليغاتX
جمعي از سوسیالیست هاي كامياران

جمعي از سوسیالیست هاي كامياران


سوگواری مادران عزادار ادامه دارد 

سوگواری خاموش  و آرام مادران عزادار، عصر شنبه  ششم تیرماه 88 در پارک لاله تهران، متاسفانه  با هتک حرمت ، ضرب و شتم و دستگیری تعدادی از مادران و زنان جوان  توسط نیروهای انتظامی و نظامی روبرو شد.
به رغم مما نعت نیروهای پلیس از ورود زنان به پارک لاله و متفرق کردن افراد در پارک، بالغ بر 500 تن از مادران توانستند در گوشه و کنار پارک بنشینند و سوگوار فرزندانی شوند که در راهپیمایی های مسالمت آمیز و اعتراضی پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری شرکت کرده و  شهید شده بودند.
پیرو فراخوان اولیه مادران عزادار ما تا پایان دادن به خشونت ها و آزادی کلیه زندانیانی که برای اعتراض به تقلب های انتخاباتی دستگیر شده اند به ویژه مادران دستگیر شده در پارک لاله  و مجازات قاتلان فرزندان مان شنبه های هر هفته از ساعت7 تا 8 بعدازظهر در پارک لاله و دیگر پارک ها به سوگ می نشینیم .  

آدرس پارک ها :
                     پارک لاله – بلوار کشاورز، نبش کارگر
                     پارک اندیشه – شریعتی نرسیده به پل سیدخندان
                    پارک ملت – خیابان ولی عصر
                    پارک گفتگو- گیشا 

مادران ! حس مادری مان ما را به دادخواهی از خون فرزندانمان و خواست آزادی فرزندان دربندمان واداشته است. از همه شما  دعوت می کنیم با  حضورتان در گوشه و کنار پارک های مذکور به این حرکت خودجوش مادرانه بپیوندید. اعتراض تان را نسبت به مسئولان با سکوت؛ و همبستگی تان  را با مادران عزادار و مردم حق طلب با آمدن تان نشان دهید.
برادران و پسران ما در نیروهای انتظامی و نظامی!
ما مادران شما هستیم، با شما با احترام و مادرانه رفتار می کنیم، حرمت مادران را نگاه دارید و به مادران تان خشونت نکنید تا به آه مادران دردمند گرفتار نشوید.  

وعده ما شنبه 13 تیرماه در پارک های لاله ، اندیشه ، ملت و گفتگو    
                                         
مادران عزادار 
 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 12:14  توسط سوسیالیست  | 


در چند سال اخیر، به دلیل رشد چشمگیر جمعیت در شهرها و همچنين هجوم جمعیت از روستاها به شهر ها و بحران در سیستم تولید کارگاهی و کم سود شدن این بخش (صنعتی) برای سرمایه داران و وجود پتانسیل فراوان کار در بخش مسکن، لذا این عوامل سرمایه داران را به آن واداشت تا امکانات سرمایه  را به بخش مسکن روانه نمایند، که این امر باعث شده است که بیشترین میزان سرمایه گذاری بخش خصوصی در ایران به بخش مسکن تعلق گیرد و در پناه آن این بخش به بزرگترین قتلگاه کارگران تبدیل شود که جای بسی موشکافی و ریزبینی میباشد.

 

کارگران ساختمانی و فصلی در ایران، بیشترین نیروی کار (حساب نشده) طبقه کارگر ایران را به خود اختصاص داده اند که همین امر باعث شده است که هر روزه مشکلات این جامعه میلیونی کارگری صد چندان شود. در چند سال اخیر هم بیشتر کارفرمایان در این بخش که جملگی یا رده بورژوا های سنتی (قسمتی از سرمایه داری بازار) بوده اند یا سرمایه داران سایر بخش های تولیدی دیگر که به دلیل تعطیلی و اعلام ورشکستگی واحد های تولیدی خود و دریافت وامهای کلان به این عرصه پا نهاده اند و توانسته اند هزاران میلیارد تومان را به جیب بزنند و در این میان تولید کنندگان واقعی مسکن یعنی همان کارگران ساختمانی روز به روز فقیر تر و بی چیزتر شده اند . یعنی هر چه ساختمان ها بیشتر به عرش اعلی سر نهاده اند کارگران چندین بار فراتر به فرش سفلی و خاک سیاه نشسته اند و این رابطه تولید سرمایه داری که هر چه بیشتر تولید ارزش اضافی بالا برود به همان میزان شکاف طبقاتی بیشتر میشود و در اینجا بهتر به چشم میخورد. برای مثال، در چند سال اخیر با وجود اینکه تعداد واحد های مسکونی چندین برابر شده است ولی قیمت مسکن و اجاره بها حدود 300 درصد افزایش داشته است.

 

کارگران ساختمانی در ایران، استثمار شده ترین بخش از طبقه کارگر میباشند، چون نه دارای قراردادی هستند (اکثرا) و نه کار انها در جایی ثبت میشود و نه دارای بیمه تامین اجتماعی هستند که برای توضیح بیشتر باید گفته شود که اصولا اکثر کارگران ساختمانی در بیشتر بخشها به شیوه عرفی و قهوه خانه ای و سر میدانی نیروی کار و در را شفاها با قیمت گذاری بسیار کمی به معرض فروش میگذارند و اصولا اگر هم مشکلی از نظر حقوقی متوجه کارگران باشد، کمتر قابل پیگیری است . در مورد بیمه هم هر از گاهی طرح بیمه کارگران ساختمانی وارد مجلس میشود و پس از چند روز هم با عدم تصویب روبرو میشود و این سیکل چندین بار تا بحال تکرار شده است . در کارگاه های بزرگ نیز که کارگران دارای بیمه و قرارداد هستند باز هم احتساب حقوق آنها به صورت روز شمار و یا حتی ساعتی است .

 

در خصوص امنیت جانی کارگران، باید گفت متاسفانه بیشتر ساختمانها از بیمه ساختمانی استفاده نمیکنند و در کارگاه ها کمترین موارد ایمنی از جمله کلاه و کفش و دستکش ایمنی و استفاده از حفاظ مناسب مابین طبقات و استفاده نکردن از مواد و ابزار الات ایمنی در مورد برق صنعتی و بالابر ها و دهها مورد دیگر که بیشتر به دلیل بی توجهی کارفرما و عجله شرکتها و پیمان کاران برای پیشبرد کار روزانه است. شاهد حوادث وحشتناکی در محیط کار در ساختمانها هستیم که با اندکی رعایت اصول ایمنی و لحاظ کردن موارد فوق دیگر شاهد چنین حوادثی در حین کار کارگران نخواهیم بود .

 

خود بنده هم به عنوان کارگر ساختمانی، تمامی مشکلاتی که بالاتر به آن اشاره کردم، با رگ و پوست حس کرده و شاهد این بی حقوقی گسترده در مورد کارگران ساختمانی هستم . بسیار جالب است که پر سودترین بخش سرمایه گذاری در ایران، ( بخش مسکن) تا به امروز از بیمه کارگران  خود امتناع کرده است .

برای درک هرچه بیشتر در مورد سودهای نجومی در بخش ساختمان سازی، یک مثال ساده میاوریم:

 

قیمت میانگین فروش سراسری مسکن در ایران را به ازای هر متر مربع یک میلیون تومان در نظر بگیرید، یک بلوک 30 واحدی بر اساس هر واحد 100 متر مربع راغ نیز باطر داشته باشید. بر اساس یک حساب سر انگشتی و احتساب مصالح با قیمت دولتی (سیمان و اهن و...) حدود 3میلیارد تومان برای کارفرما به فروش میرسد که البته باید این را در نظر داشت که طبق مصوبه شورای پول و اعتبار و وزارت مسکن و شهر سازی انبوه سازان 90 درصد مبالغ هزینه ای خود را وام بلند مدت دریافت میکنند.

 

مشکل پایه ای در سطح دستمزد هاست یعنی اینکه دستمزد کارگران در سایه تعیین کارفرمایان آنها بسیار ناچیز و چند سال یکبار افزایش می یابد که همین افزایش ناچیز هم مرهون اعتراضات کارگران فصلی و مهاجر در کارگاه های بزرگ میباشد که با این تورم افسار گسیخته و پایین آمدن قدرت خرید و فشار اقتصادی و گرانی و فزاینده هیچ دردی را از کارگران دوا نمیکند. در قبال این افزایش ناچیز دستمزد ما شاهد رشد چشمگیر بهای مسکن حتی در شرایط رکود فعلی هستیم .

 

در اینجا یک سوال اساسی در اذهان کارگران ایجاد میشود که چرا کارفرمایان باید تعیین کنند ما چقدر بگیریم مگر کارفرمایان اجازه می دهند کسی در تعیین نرخ مسکن دخالت کند و بسیار از اینگونه سوالات که طول تاری نظام بردگی مزدی اذهان را مشوش نموده است . البته در جواب این سوالات باید گفت که خیر ما کارگران خود باید میزان دستمزدمان را تعیین کنیم. ما باید از امنیت شغلی و جانی برخوردار باشیم. بهداشت و بیمه و آموزش مجانی حق مسلم ماست. ما دیگر نمیتوانیم شاهد این بی حقوقی گسترده باشیم .

 شجاع ابراهیمی

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 12:10  توسط سوسیالیست  | 

نامه اعتراضى ٦ اتحاديه كارگرى سراسرى كانادا به سفارت جمهورى اسلامى در اتاوا همزمان با شركت در تظاهرات ٢٦ ژوئن، روز اقدام جهانى در حمايت از جنبش كارگرى ايران

 

٢٦ ژوئن ٢٠٠٩

 

آقاى بهرام قاسمى، سفير

سفارت جمهورى اسلامى ايران در اتاوا

245 Metcalfe Street Ottawa,

Ontario K2P 2K2 FAX (613) 232-5712

ambassador@iranembassy.org

  آقاى قاسمى عزيز،

  ما، همراه با بسيارى كارگران و اتحاديه هاى كارگرى در سراسر جهان، امروز در مقابل سفارت ايران بمنظور همبستگى با كارگران ايران تجمع كرديم. كارگران در ايران از حق تشكل و اعتصاب محروم هستند و مكررا با تعقيب و اذيت، دستگيرى و زندان روبرو هستند. سياستهاى ضدكارگرى و نئوليبرالى بطور بلا انقطاع بر كارگران ايران تحميل شده است. حكومت ايران شرايط اسفناك سياسى، اقتصادى و اجتماعى اى را بر كارگران و تهيدستان تحميل كرده است.

 

اعتراضات عظيم اخير بدنبال انتخابات رياست جمهورى در ايران شاهدى است بر نارضايتى مردم از سالها سركوبگرى. ما برخوردهاى خشونت آميز مقامات عليه تظاهرات مسالمت آميز را محكوم ميكنيم. افرادى كه مسئول كشتار و آسيب رساندن به مردم هستند بايد به دادگاه عدالت سپرده شوند.

 

همانگونه كه بخوبى مطلع هستيد، تجمع و مراسم اول ماه مه در تهران، كه توسط تشكلات مستقل كارگرى در ايران سازمان داده شده بود، بطور خشونت آميزى مورد حمله نيروهاى انتظامى و امنيتى قرار گرفت و بسيارى مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و بيش از ١٥٠ نفر بازداشت شدند. اگر چه تعداد زيادى از دستگيرشدگان با قيد ضمانت آزاد شده اند اما آنها با اتهامات زيادى متعاقبا روبرو خواهند شد. بازداشت شدگان شامل فعالين كارگرى از جمله جعفر عظيم زاده، سعيد يوزى، كاوه مظفرى،  سعيد رستمى، مهدى فرهى شانديز و غلامرضا خانى ميباشند.

 

بعلاوه، پنج عضو هيئت مديره سنديكاى كارگران نيشكر هفت تپه، على نجاتى، جليل احمدى، فريدون نيكوفرد، قربان عليپور و محمد حيدرى مهر، به يك سال حبس و ممنوعيت از هرگونه فعاليت كارگرى، از جمله شركت در انتخابات نمايندگى كارگران بمدت سه سال، محكوم شده اند. همچنين اخبار زيادى مبنى بر دستگيريهاى متعدد و بازجويى فعالين كارگرى و اجتماعى در هفته هاى اخير وجود داشته است.

 

از اين گذشته، منصور اسانلو و ابراهيم مددى، رئيس و نائب رئيس سنديكاى كارگران شركت واحد اتوبوسرانى تهران و حومه، كماكان در زندان هستند و آقاى فرزاد كمانگر، معلم و فعال حقوق بشر، به مجازات اعدام محكوم شده است.

 

بعنوان نمايندگان صدها هزار كارگر در كانادا، از شما ميخواهيم كه اعتراض شديد ما به اين تهاجمات به حقوق كارگران و فعالين اجتماعى و تشكلات مستقل كارگرى در ايران را به حكومت خود منتقل نماييد. ما خواهان آزادى فورى و بيقيد و شرط كليه كارگران دستگير شده و زندانيان سياسى در ايران هستيم. ما همچنين از حكومت شما ميخواهيم كه كه حقوق كارگران براى تشكليابى، تجمع و اعتصاب را محترم شمرده، به تعقيب و آزار فعالين كارگرى و اجتماعى پايان داده و آزاديها و حقوق مردم را رعايت نمايد.  

 

با احترام،

 

پال مويست، رئيس سراسرى اتحاديه كارگران خدمات عمومى كانادا

PAUL MOIST, National President, Canadian Union of Public Employees (CUPE)

جان گوردون، رئيس سراسرى اتحاد خدمات عمومى كانادا

JOHN GORDON, National President, Public Service Alliance of Canada (PSAC)

دنيس ليميلين،رئيس سراسرى اتحاديه كارگران پست كانادا

DENIS LEMELIN, National President, Canadian Union of Postal Workers (CUPW)

جيمز كلانسى،رئيس سراسرى اتحاديه ملى كارگران خدماتى و همگانى

JAMES CLANCY, National President, National Union of Public and General Employees (NUPGE)

اميلى نوبل، رئيس فدراسيون معلمان كانادا

J. EMILY NOBLE, President, Canadian Teacher’s Federation (CTF)

كن لونزا، رئيس سراسرى اتحايه كارگران خودروسازى كانادا

KEN LEWENZA, National President, Canadian Auto Workers union (CAW-Canada)

 

رونوشت به رهبر جمهورى اسلامى، آيت الله  سيد على خامنه اى، رئيس قوه قضاييه، آيت الله محمود هاشمى شاهرودى، و سفير دائمى ايران در سازمان ملل در ژنو

 

توضيح مترجم:

لازم به توضيح است كه اين نامه اعتراضى از طرف اتحاديه هاى فوق به مقامات جمهورى اسلامى در ٢٦ جون ارسال گرديده است. همچنين در سايتهاى اين اتحاديه ها اخبار تظاهرات درج گرديده  است. در اين تظاهرات حدود دويست فعال كارگرى، اجتماعى و جريانات چپ و آزديخواه از جمله فعالين كارزار پشتيبانى از مبارزات كارگرى و اتحاد بين المللى در حمايت از كارگران در ايران  و اتحاديه هاى كارگرى كانادايى حضور فعال داشتند. افراد زير از جمله سخنرانان بودند.

آلکس نيو، دبير کل عفو بين الملل در کانادا

دنيس ليميلين،رئيس اتحاديه کارگران پست کانادا

ايميلی نوبل رئيس فدراسيون معلمان کانادا

روندا اسپينس، از بخش همبستگی جهانی اتحاديه کارگران خدمات عمومی کانادا

پال ديوار نماينده مجلس و مسئول امور خارجه حزب نيو دموکراتيک در پارلمان کانادا

استوارت رايان از حزب کمونيست کانادا

   

ترجمه و تكثير از اتحاد بين المللى در حمايت از كارگران در ايران

info@workers-iran.org or alliance@workers-iran.org

International Alliance in Support of Workers in Iran (IASWI)

www.workers-iran.org

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 12:7  توسط سوسیالیست  | 

در شرایطی که طبقه کارگر جهانی فاقد همبستگی و آلترناتیو خود می باشد،و از تشتت و پراکندگی رنج می برد، مبارزه طبقه کارگرایران به عاملی برای اولین گامهای همبستگی جهانی کارگران تبدیل شده است. مبارزه طبقه کارگر و فعالینش باعث گردیده، تا توجه بخشی از کارگران دیگر کشورها جلب شود و در این رابطه تلاش نمایند تا به حمایت عملی از آن بپردازند.

اولین گام عملی چند سال پیش در حمایت از کارگران اعتصابی شرکت واحد انجام شد. پس از اعتصاب رانندگان شرکت واحد و سرکوب آنها توسط حامیان سرمایه،هزاران کارگر به فراخوان چند اتحادیه کارگری در مقابل سفارتهای ایران در اقسا نقاط دنیا گرد امدند. این بار با برگزاری مراسم روز کارگر در پارک لاله تهران و حمله وحشیانه صدها مامور به برگزار کنندگان مراسم و ضرب و شتم آنها و در نهایت بازداشت بیش از 150 نفر از شرکت کنندگان در مراسم ، باعث گردید تا انگیزه دیگری در حمایت از مبارزات کارگران ایران در سطح بین المللی بوجود آید. 4 اتحادیه و فدراسیون کارگری که حدود 170 میلیون عضو دارند اکسیون جهانی در حمایت از جنبش کارگری ایران را فراخوان دادند. در این رابطه جریانات و افراد زیادی نیز از این فراخوان پشتیبانی نمودند و در نتیجه نیروی عظیمی به این کمپین پیوست. روز جمعه 26 ژون برابر با 5 تیر با شرکت هزاران و شاید میلیونها نفر در بیش از 40 کشور دنیا تجمعاتی  بر گزار گردید. نه تنها تجمع در کشورهای اروپایی بلکه در بسیاری از دیگر کشورها مثل هنک کنگ ،ترکیه، آفریقای 

جنوبی،اندونزی ،کانادا و تانزانیا، نیز تجمعات بزرگی برگزار گردید که در نوع خود کم سابقه است.

برگزاری چنین مراسم اعتراضی ،گام بزرگی نه فقط در حمایت از کارگران ایران بلکه در راستای اتحاد بین المللی کارگران است و این ارزش بزرگی در موقعیت فعلی طبقه کارگر دارد. برجسته شدن این ضرورت برای کارگران  در جهان که مبارزه فقط برای مطالبات صنفی در یک کشور و در چارچوب صرفا رفرمیستی برای ما کارگران کافی نیست و نمی تواند ما را به نتیجه برساند و نشان دادن این ضرورت که به  مرور راه های دیگری در عرصه مبارزه را می توان  پی  گیری نمود، یک گام بزرگ و رادیکال در  زمینه اتحاد و همبستگی عملی در مقیاس جهانی است. برجسته شدن این ضرورت و حرکت عملی چند میلیونی کارگران هر چه بیشتر آنها را از راه های رفرمیستی دور  و بیشتر انترناسیونالیسم پرولتری را تقویت می نماید.

 مبارزه انترناسیونالیستی کارگران، مبارزه ایست که به هیچ وجه خوشایند سرمایه داری جهانی نیست و بر همین مبنا نیز حتی خبر گزاری های بزرگ دنیا مثل بی بی سی  و سی  ان ان  و ... از این حرکت عظیم  به سادگی می گذرند و پوشش خبری بسیار مختصری به آن می دهند، اما در همین زمان مدت زیادی مثلا در رابطه با مرگ مایکل جکسون   اخبار و گزارش ارائه می کنند. آنها بخوبی می دانند که ضعفشان در اتحاد بین النللی ما کارگران است و خطر را احساس می کنند. خبر گزاری بی بی سی تنها با نشان دادن تجمع کارگران در مقابل سفارت انگلستان، گفت: گویا در 40 کشور دیگر نیز تجمعاتی بر گزارشده است وهیچگونه پوشش خبری دیگری نداد.  بنابر این با رشد تضادهای طبقاتی هر چه بیشتر  این نوع مبارزه و اتحاد جهانی را باید به فال نیک گرفت و ضروری است که هر چه بیشتر انترناسیونالیسم  پرولتری را باید تقویت  نماییم . بسیار مثبت خواهد بود که ما کارگران بتوانیم هر جا تعرض بزرگی  صورت گیرد،با اتحاد و حمایت جهانی به میدان بیاییم،تداوم چنین حرکت های جهانی می تواند نقطه عطفی در مبارزه طبقاتی کارگران در این دوران باشد . باید آنرا بر جسته نمود و نباید اجازه دهیم این مبارزه با ارزش، در تاروپود رسانه های امپریالیستی محو گردد. با ارسال گزارشات و تشریح مراسم این روز و پیامهای قدردانی و همبستگی با کارگران بر گزار کننده مراسم باید در راستای تقویت مبارزه انترناسیونالیستی  طبقه کارگر اقدام نماییم. باید متقابلا بتوانیم برای دیگر کارگران در دیگر نقاط جهان نیز اعتراضات بین المللی ترتیب دهیم و بدین سان یک بار دیگر پرچم انترناسیونالیتی کارگری را بر افراشته نماییم .

این نوع مبارزات رادیکال در مقابل سیستم سرمایه داری و در حمایت ازهم طبقه ای ها در مقیاس جهانی ، در مقابل نوع مبارزه رفرمیستی و صرفا چانه زنی قرار دارد. این مبارزه انترناسیونالیستی کارگران را باید در مقابل دیگر اشکال مبارزه که فقط برای دستمزد انجام می شود را تقویت نمود تا کارگران بیشتر قادر گردند به مثابه یک طبقه در میدان مبارزه حضور یابند. 

در شرایطی که مبارزه مردم در ایران اوج گرقته و جریانات غیر کارگری سعی در بهره برداری از آن دارند ، حمایت جهانی کارگران از جنبش کارگری ایران نقش طبقاتی ما کارگران را در عرصه مبارزه طبقاتی برجسته و پر رنگ می نماید. کم بها دادن به این حرکت جهانی کارگران کم بها دادن به مبارزه طبقاتی و انترناسیونالیسم پرولتری است.

 

                                    کارگران جهان متحد شویم

                                       محمد حسین

                                       7 تیر 88

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 20:31  توسط سوسیالیست  | 

پیام سعید یوزی:دنیا را من ساختم و با دست خود پرداختم… اما از زمین تا آسمان…. نه نان دارم و نه آزادی…
بگذارید از صمیم قلب تمامی آن عزیزانی که چه به شکل فردی و چه به صورت تشکل و نهادهای گوناگون، ما را مورد حمایت مادی و معنوی خود قرار داده‌اند، قدردانی عمیق و رفیقانه خود را تقدیم‌شان کنم.
رفقای هم سرنوشت و خانواده‌های کارگری، اگر چه ما جمعی از کارگران اول ماه مه به طور غیر انسانی و در شرایط بسیار سخت دستگیر و زندانی شدیم، اما دخالت به موقع و پر شور شما در سطح داخلی و جهانی قوت قلبی برای ما بود که دیگر آثار آن سختی را در خود حس نکنیم.
بر یکایک شما درود می‌‌فرستم.
در زندگی‌ام همیشه مدیون محبت‌های شما یاران ارجمندم، بوده‌ام…
نباید از آن گذشت، خود و فرزندانم همیشه با حسن نیت و از خود گذشتگی شما مردم عزیز تهران، کرج، کرمانشاه، کردستان، آذربایجان و… که در حق زندگی ما ایفاء نموده‌اید… صحبت کرده و مدیون محبت‌های شما عزیزان هستیم…
این ارزشمندترین داستان زندگی ما بوده و هست. امیدوارم شایسته این همه احترام و انسانیت باشم…
نوشته‌ام را با پیام یک دوست کارگر به پایان می‌‌برم که به مناسبت اول ماه مه برایم فرستاده بود…
بگذار بگویم سخنم را،
گل بوته‌های چمنم را
آخر
دنیا را من ساختم و با دست خود پرداختم
اما از زمین تا آسمان
نه نان دارم و نه آزادی با احترام سعید یوزی
۳ تیرماه
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 20:23  توسط سوسیالیست  | 

سازمان مرکزی اتحادیه های کارگری فنلاند ﴿SAK﴾، کنفدراسیون کارگران حرفه ای فنلاند﴿STTK﴾ و  کنفدراسیون اتحادیه های کارمندان حرفه ای و مدیریتی (AKAVA)

آقای سفیر نظرآهاری،

جهان در دفاع از حق کارگران ایران برای تشکل یابی به میدان آمده است٠

 کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری ﴿آی٠ تی٠ یو٠ سی٠﴾، که سازمان مرکزی اتحادیه های کارگری فنلاند ﴿اس٠ آ٠ کۆ٠﴾، کنفدراسیون کارگران حرفه ای فنلاند﴿ اس٠ تی٠ تی٠ کی٠ ﴾ و کنفدراسیون اتحادیه های کارمندان حرفه ای و مدیریتی ﴿آ کا وا ﴾ عضو آن هستند، عمیقا نگران اینست که حقوق اتحادیه ای کارگران ایران برسمیت شناخته نمی شوند٠

 آی تی یو سی، ای٠ آی، آی٠ تی٠ اف٠ و آی٠ یو٠ اف٠ که ١٧٠ میلیون کارگر را در سراسر جهان نمایندگی میکنند، 26 ژوئن را روز اقدام جهانی برای کسب عدالت برای کارگران ایران اعلام داشته اند٠ در این روز تظاهرات های جهانی در جلو سفارتخانه ها و کنسولگریهای ایران انجام داده میشود تا به نادیده گرفتن حق تشکل یابی کارگران آیران و دستگیری مداوم فعالین هارگری در ایران اعتراض شود٠

 اس٠ آ٠ کۆ٠، اس تی تی کی و آکاوا که 2 میلیون کارگر در فنلاند را نمایندگی میکنند، نگرانی این سازمان های بین المللی کارگری را عمیقا درک میکنند و به اعتراضهای جهانی 26 ژوئن که تازه ترین اقدام کمپین مداوم جهانی برای کسب عدالت برای کارگران ایران و در دفاع از برسمیت شناختن حقوق اتحادیه ای آنهاست، می پیوندند٠ سازمان عفو بین الملل هم پشتیبانی خود را از این کمپین بیان داشته است٠ تمامی این سازمانها به منظور دفاع از همکاران خود در ایران این کمپین را به راه انداخته اند و حالا ما همه با هم نیروها مان را متحد می کنیم تا این کمپین را بطور خیلی مؤثرتری پیش ببریم٠

 اس٠ آ٠ کۆ٠، اس تی تی کی و آکاوا خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط اعضا، فعالین و رهبران دستگیر شده اتحادیه های کارگری از جمله منصور اسانلو، ابراهیم مددی و فرزاد کمانگر، لغو احکام یک ساله زندان علیه پنج رهبر اتحادیه کارگران نیشکرسازی هفت تپه و همچنین آزادی تمامی دستگیرشدگان اول ماه مه پارک لاله تهران هستند٠

گای رایدر، دبیرکل آی تی یو سی این طور میگوید: ' ما تمام راههای دیالوگ معقولانه برای ترغیب حکومت ایران به رعایت کردن حقوق پایه ای انسانها و اتحادیه های کارگری را بکار گرفته ایم ولی جواب ایران همیشه سرکوب و دستگیری بوده است٠ با توجه به این بی توجهی حکومت ایران به درخواستهای ما، ما باید به خیابانها برویم، تظاهرات راه بیاندازیم و به حکومت ایران بگوییم که جهان آنچه که شما انجام می دهید و آنچه که در داخل ایران بر سر هم طبقه ای های ما می آورید را می بیند'٠       

ما اس٠ آ٠ کۆ٠، اس تی تی کی و آکاوا با همکارانمان در سراسر جهان برای پیشبردن مطالبات بالا کار میکنیم٠ ما از سفارت ج٠ ا٠ ایران میخواهیم که این نگرانی ما را به گوش مقامات در ایران برساند و مصرانه از مقامات ایران می خواهیم که به دستگیری کارگران به خاطر تشکل یابی و پیوستن به اتحادیه های کارگری که از حقوق برسمیت شناخته شده کارگران در سطح بین الملل هست خاتمه دهد و به هیچ وجه از تجمع مسالمت آمیز کارگران و فعالین حقوق کارگری ممانعت بعمل نیاورد٠       

 

هلسینکی 26 ژوئن 2009

لاوری لیلی Lauri Lyly ، رئیس اس٠ آ٠ کۆ٠

میککۆ معنپه Mikko Mäenpää ، رئیس اس٠ تی٠ تی٠ کی٠

ماتتی ویلیانن Matti Viljanen ، رئیس آکاوا 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 20:13  توسط سوسیالیست  | 



محمود صالحی

فدراسیون بین المللی اتحادیه‌های کارگری (ITUC)، آموزش و پرورش بین المللی (EL)، فدراسیون بین المللی کارگران حمل و نقل (ITF) و اتحادیه‌ بین المللی غذا و انجمنهای کارگری متحد آن (IUF) روز 26 ژوئن، برابر با 5 تیر، را به عنوان "روز اکسیون جهانی در طلب عدالت برای کارگران ایران" تعیین کرده‌اند. این تشکلهای جهانی کارگری، که 170 میلیون کارگر در آنها عضویت دارند طی یک بیانیه از اعضا و هواداران خود خواسته‌اند که روز جمعه، 5 تیر ماه برابر با 26 ژوئن در سراسر دنیا در مقابل سفارتخانه‌ و یا کنسولگریهای ایران گرد هم آیند و خواهان عدالت، حق تشکل، حق اعتصاب و سایر حقوق پایه‌ئی برای کارگران ایران شوند. سازمان عفو بین الملل نیز از این کمپین دفاع کرده است.

این کمپین در شرایطی فراخوان داده شده که بحران عمیق نظام سرمایه‌داری، کارگران جهان را بیش از گذشته به هم نزدیک کرده است. کارگران ایران به دلیل مبارزه‌ی مستمر و پای فشاری بر حقوق خود، در چند سال‌ اخیر جای خاصی در این ادغام جهانی به دست آورده است. ما در ایران در عین اینکه خواستار به رسمیت شناخته‌ شدن و تامین حقوق کامل خود بوده‌ و هستیم به ویژه روی حق ایجاد تشکل طبقاتی و خود ساخته و نیز آزادی  کلیه کارگران زندانی تاکید داریم.

در حال حاضر بحران اقتصادی و سیاسی حکومت سرمایه‌داران در ایران تعمیق شده، صفوف خودی و غیر خودی دچار انشقاق و کشمکش شده و دود این کشمکش به چشم مردم معترضی رفته است که به اشتباه جانب بخشی از عوامل سرمایه‌ در مقابل بخش دیگر را گرفته‌اند. دعوای کنونی بر سر چگونگی بقا و حفظ حکومت سرمایه داران است. در این شکی نیست که خواستهای مردم بسیار فراتر از اینهاست و در مواردی نیز به صورت شعار بیان شده است، اما فعلا این شعار و خواستها به مطالبات اصلی راهپیمائی و اعتراضات تبدیل نشده است. در عین حال ماموران سرمایه‌داری با سوءاستفاده از کشمکش جاری، صف اعتراضات مردم را مورد حمله قرار داده اند. در این حملات عده‌ئی از دانشجویان و مردم معترض جان باخته، تعداد بیشتری مصدوم شده و دهها نفر نیز به زندانها انداخته شده‌اند. ما ضمن محکوم کردن این حملات غیر انسانی  و توطئه‌های زبونانه تلاش خواهیم کرد با طرح خواسته‌های اساسی مردم نظیر آزادیهای سیاسی، تامین رفاه اجتماعی ، بیمه و بهداشت کارگران و مردم زحمتکش، مبارزات کنونی را از زیر رهبری افرادی خارج سازیم که خود عناصری ضد کارگرند.

شایسته‌ است که در 26 ژوئن تاکید شود که مطالبات کارگران ایران نباید تحت الشعاع کشمکش‌های جناح های درون حاکمیت قرار گیرد. کارگران نباید به سیاهی لشکر جنگ و دعوای این جناح ها تبدیل شوند. کارگران ایران خواستهای خود در روز جهانی کارگر به صورت منسجم طی یک قطعنامه اعلام کرده‌اند. ترجمه‌ و پخش وسیع آن در روز اکسیون میتواند هم طبقه‌ئی های ما در کشورهای مختلف را با این خواستها آشنا کند. در میان این خواستها، همانطور که گفته شد داشتن حق تشکل و اعتصاب و آزادی زندانیان و فعالین کارگری جایگاه ویژه دارند.

با تشکر از تشکل‌ها و فدراسیون‌های کارگری فراخوان دهنده‌ی اکسیون و همه‌ی شرکت کنندگان در آن. 

 

2 تیرماه 1388- 23 ژوئن 2009

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 20:9  توسط سوسیالیست  | 

 

  اکنون بیش از دو هفته از برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری گذشته است و تبعات دهشتناک و خشونت بار آن در کشتار و سرکوب مردم معترض، بیش از پیش هم ماهیت شبه فاشیستی رژیم سرمایه داری اسلامی را فاش ساخته و هم به عریان ترین شکل، جایگاه «انتخابات» را در این نظام برای مردم برملا نموده است.

انتخاباتی که پیشتر به نظر می رسید محل رقابت و سهم خواهی دو جناح اصلی حاکمیت، یکی به رهبری جناح ایدئولوژیک بورژوازی مالی-نظامی(سپاه) و دیگری به سرکردگی رفرمیست ها در یک جبهه واحد باشد، که به ویژه اصلاح طلبان، با این ابزار هدف برقراری توازن و تعادل و نوعی دموکراتیزاسیون درون حاکمیتی را دنبال می نمودند تا بتوانند نقش پر رنگ تری در پیشبرد پروژه های کلان رژیم، در ابعاد داخلی، منطقه ای و بین المللی داشته باشند، نهایتا به جدالی آشتی ناپذیر میان این دو جناح بدل گردید؛ الیگارشی مالی- نظامی، قدم در راه حذف جناح مقابل، برای تصفیه حاکمیت و یکپارچه سازی قدرت خود در آن نهاد و بدین ترتیب جناح رفرمیست در موقعیتی خطیر قرار گرفت که هرگونه فرصت طلبی ذاتی این جریان را بر نمی تابید و امکان سازش بین جناحین را تا حد زیادی منتفی نمود؛ اکنون منطق این بازی صفر و یک است.

انتخاباتی که در آن سرنوشت مردم رقم زده نمی شود و تنها بالانس قدرت را برقرار می سازد و آرایش جدیدی را در سهم بری بخش های مختلف حاکمیت ایجاد می نماید، امر مردم نیست. امر توده مردم، مجموعه مبارزات، اعتراضات و مقاومت هایی است که به بهانه بروز تقلب در انتخابات اخیر و بر سر کار آمدن دولت کودتا، در خیابان های شهرهای بزرگ و کوچک در دو هفته اخیر رخ داده است، که بدون شک چیزی فراتر از آن چیزی است که به خیابان ها راه یافته و شکافی عظیم و غیر قابل جبران را در هیمنه قدرت رژیم سرکوبگر اسلامی ایجاد کرده است.

اقتدار توده های مردم رابطه معکوسی با اقتدار دیکتاتوری حاکم دارد؛ قدرت فائقه رژیم با خیزش توده های مردم به طور جدی تَرَک برداشته و از همین روست که رژیم، دستگاه سرکوبگر خود را به وحشیانه ترین شکل ممکن به کار انداخته و به کشتار سازمان یافته مردم بی سلاح و دست خالی در خیابان ها، مبادرت ورزیده و حکومت نظامی را برقرار نموده است. حضور بی واسطه مردم در خیابان ها، خود گویا ترین شکل افشای ضعف نظام و فریاد بلند عدم مشروعیت آن در چشم یکان یکانِ مردم از اقشار و طبقات مختلف است که حاکمیت توان بسیج و تطمیع آنها را ندارد. نیز از همین روست که سگ های شکاری رژیم، به دانشگاه می تازند، و دانشجویان را که جز مُشت گره شده و قلم، سلاحی در دست ندارند، به خون می کشند؛ چرا که خوب می دانند که دانشگاه، سنگر مقاومت است و دانشجو، میلیتانت مبارزات توده ای مردم و در صف اول  نفی دیکتاتوری، و نبرد برای آزادی و برابری است.

اکنون در شرایطی به سر می بریم که به واسطه دیکتاتوری دیرپا و سرکوب وسیع مبارزات کارگران در مقاطع مختلف، کشتار، دستگیری و زندانی کردن کارگران و رهبران آنها و نیز فعالان و رهبران دیگر جنبش های اجتماعی، مبارزات طبقه کارگر و نیز دیگر جنبش های اجتماعی، هنوز نمی تواند به خیزش میلیونی توده های مردم، مبارزات جاری  و رادیکالیسم موجود در تحرکات آنها در خیابان جهت بدهد، اما توده های مردم به خوبی در یافته اند که مسیر اصلاحات با اتکا به قدرت جناحی از حاکمیت مسدود است و هرگونه تغییر و دگرگونی در سطوح سیاسی، اجتماعی و نیز اقتصادی با تکیه بر قدرت انبوه توده های مردم قابل احقاق است و لذا علی رغم سرکوب شدت یافته، زمینه رشد جنبش های اجتماعی مختلف به ویژه در بستری با استراتژی های سوسیالیستی بیش از پیش فراهم می شود.

لذا این وظیفه سوسیالیست هاست که ضمن حضور در اعتراضات جاری، نسبت به منحرف شدن احتمالی مبارزات مردمی توسط اصلاح طلبان و فرصت طلبان، هشدار دهند، و در جنبش های اجتماعی مختلف و به ویژه جنبش طبقه کارگر، در راستای متشکل شدن این مبارزات تلاش عاجل به عمل آورده و در جهت ارتقاء و اعتلای سطح اعتراضات مردمی معطوف به مطالبات دموکراتیک و هرچه طبقاتی تر شدن خواست ها و شعارها بکوشند.

دانشجویان سوسیالیست دانشگاه های ایران، کشتار وسیع مردم توسط دولت کودتا، برقراری حکومت نظامی، دستگیری گسترده مردم، فعالان سیاسی و اجتماعی و نیز سانسور خبری مفتضحانه و ننگین صدا و سیمای رژیم اسلامی را به شدت محکوم می نمایند؛ دانشجویان سوسیالیست، خود را متحد مردم در مبارزات برای احقاق خواست های دموکراتیک و نفی دیکتاتوری اعلام نموده و بر تداوم مبارزات توده ای و محفوظ بودن حق هرگونه اعتراض و اعتصاب توده ای پای می فشارند.

 

زنده باد هم بستگی توده های مردم علیه دیکتاتوری!

زنده باد تشکل های مستقل و طبقاتی!

زنده باد سوسیالیسم!

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 20:6  توسط سوسیالیست  | 

اطلاعیه شمارۀ ۱ کمیته هماهنگی ، در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری و نا آرامی‌های اخیر!

 مردم ایران خود شاهد برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ایران بوده اند. در مناظره‌های به عمل آمدۀ کاندیداهای ریاست جمهوری اسلامی ایران، از وضعیت فلاکت ‌بار کارگران، عدم پرداخت حقوق ماهانه، قراردادهای سفید امضا، عدم آزادی تشکل، ضرب و شتم کارگران، صدور احکام قرون وسطائی شلاق، زندان و کشتار کارگران و فعالین کارگری، سرکوب مراسم‌های اول ماه مه و ... صحبتی نشد.

واقعیت این است که کاندیداهای ریاست جمهوری اسلامی ایران، هر کدام به نحوی از انحا در بوجود آمدن وضعیت فلاکت باری که طبقه کارگر ایران و اكثریت عظیم جامعه با آن روبرو هستند، نقش ایفا کرده‌اند و درست به همین خاطر است که در میان صدها نفری که برای ریاست جمهوری ثبت نام کرده بودند، تنها این چهار نفر دست چین ‌شدند.

در پروسه انتخابات تمام امکانات سرمایه‌داران ، لیبرالهای خودی و غیر خودی و رسانه‌های بورژوازی جهانی نظیر رادیو وتلویزیون  بی بی سی و صدای آمریکا به کار افتادند تا مردم را قانع کنند که انتخابات میدانی برای تغییر است. آنها به اشکال گوناگون تلاش کردند تا مردم را قانع کنند که رای‌شان ارزش و قدرت دارد . بعد از انتخابات معلوم شد تمام آن تبلیغات پوچ بوده است.

رای‌دهندگان پی بردند که از رای‌شان سو استفاده شده است. حالا برای اعتراض به این سوء استفاده‌ها، در صفوف صدها هزار نفره به اعتراض می پردازند . گرچه مردم می‌بایست با تحریم انتخابات ازحقوق خود دفاع میکردند، اما به هر حال این آرا ریخته شده و مورد سوء استفاده عوامل نظام  قرار گرفت . و حالا اعتراض به این سو استفاده‌ها حق مردم است. ما ضمن محکوم کردن  حمله به معترضین یادآوری میکنیم که این اعتراضات باید از زیر رهبری موسوی‌ها، خاتمی‌ها و کروبی‌ها و  همۀ عوامل و گماشتگان نظم سرمایه بیرون کشیده شود. این اعتراضات باید به بخشی از حق خواهی کارگران و مردم زحمتکش بر ضد نظام سرمایه داری تبدیل شود.

طبقه کارگر ایران سالهاست که برای احقاق پایه‌ایی ترین حقوق خود مبارزه کرده و میکند و طی مبارزات خویش، مورد حملات سهمگین محافظین سرمایه قرار می گیرد. در دهه‌ 60 همراه با سرکوب ، زندانی کردن و اعدام صد ها و هزاران فعال جنبش های اجتماعی ، به ویژه جنبش کارگری ،  سخنران مراسم اول ماه مه  در شهر سنندج را نیز با نام جمال چراغ ویسی  اعدام کردند. در دوران به اصطلاح "اصلاحات سیاسی" ، فعالین کارگری شهر سقز به جرم شرکت در مراسم اول ماه مه دستگیر و زندانی ‌شدند، نویسندگان آزاد اندیش و عدالت خواه را قلم به مزد معرفی کردند و طی قتلهای زنجیره‌ای تعدادی از آنها را به قتل رساندند

در چند سال اخیر نیز شاهد به رگبار بستن کارگران خاتون آباد، زندانی کردن و بریدن زبان منصور اسانلو رئیس هیئت مدیره سندیکای واحد، زندانی کردن محمود صالحی و محروم کردن وی از دارو و درمان موثر،  شلاق فعالین کارگری به جرم شرکت در مراسم اول ماه مه و دستگیری و زندان ده‌ها نفر در مراسم اول ماه مه امسال و ده‌ها مورد دیگر بودیم.

 اعتراضات دانشجویی را سرکوب و به وحشیانه‌ترین شکلی به خوابگاه های دانشجویان حمله ور ‌شدند و آنان را مورد ضرب و شتم قرار دادند . جنبش زنان و فعالین این جنبش را نیز که از خواست ها و حقوق برابری طلبانه و انسانی خویش دفاع می کردند از تهاجم وحشیانۀ خویش بی نصیب نگذاشتند  و  دستگیر و زندانی ‌کردند. به حقوق حقه معلمان و پرستاران تعرض کردند و آنان را اخراج و زندانی کردند .

اکنون محافظین سرمایه دچار بحران شدیدی شده‌ و به افشاگری همدیگر پرداخته‌اند. طبقه کارگر و مردم شریف و آزادیخواه ایران باید این نوع فریب‌ کاریهای محافظین سرمایه را افشا نمایند. بورژوازی با هر رنگ و لعابی و به هر شکلی نمی‌تواند و نمی‌خواهد ، خواست و مطالبات برحق طبقه کارگر و مردم رنجدیده ایران را تامین کند. تلاش مذبوحانه این طبقه و نمایندگان سیاسی آن ، در بهترین حالت ذخیره نیرویی است که بتوانند توسط آن بقاء خود را حفظ نمایند، طبقه کارگر و مردم آزادیخواه ایران نباید به چنین نیروئی اعتماد کند .

 

کارگران، مردم شریف و آزادیخواه!

مشکل اصلی کارگران و توده های تحت ستم همانا استثمار ، بی‌کاری و بی حقوقی گسترده و میلیونی ،  تورم و گرانی سرسام آور، فقدان  آزادی‌های پایه‌ایی مثل  حق ایجاد تشکل و برخورداری از حق اعتصاب ، حق آزادی بیان و سایر حقوق و آزادی‌های مدنی با اتکاء به نیروی طبقه کارگر، به عنوان اصلی ترین و قدرتمند ترین نیروی محرکه جامعه می باشد.

کارگران و مردم دلاور و عدالت طلب ایران و سراسر جهان می توانند و شایسته است تا در اعتراضات گسترده و آزادی خواهانۀ خود  خواستار شناسائی ، دستگیری و محاکمۀ آمران و عاملین سرکوب و کشتارهای اخیر مردم و آزادی کلیه دستگیر شدگان اعتراضات کارگری و مردمی روزهای  اخیر و لغو احکام صادره علیه کارگران و فعالین کارگری، فعالین جنبش دانشجوئی و زنان شوند.

نظام سرمایه‌داری ، نظام توحش و  سرکوب و استثمار ، نظام فساد ، نظام فقر و فحشا و محرومیت است . بیائید با هم خواهان برچیده شدن نظام سرمایه‌داری شویم.

 کمیته ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری

1388/3/28

www.komitteyehamahangi.com

www.komitteyehamahangi.blogfa.com

komite.hamahangi@gmail.com 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 10:49  توسط سوسیالیست  | 

جنبش جهاني كارگران چگونه شكل گرفت؟

نویسنده: جمیل محمدی

زمینه های اقتصادی و سیاسی

انقلاب صنعتی که مرکز آن انگلستان بود، در تمام اروپا وطی قرن نوزدهم با رشد و گسترش سریع صنایع از جمله صنایع زغال سنگ، آهن و نساجی تحت تاثیر تکامل اختراعات ماشین بخار، پنبه پاک کنی و ماشین آلات صنعتی اوج گرفت و اساس تولید از دستی به ماشینی تغییر پیدا کرد. کارخانه های عظیم جای کارگاه های کوچک را گرفت و نیز با انقلابی که در صنایع حمل و نقل بوجود آمده بود، با پوشاندن زمین با شبکه های راه آهن، کانال و جاده و کشتی های بزرگ بخار؛ بازرگانی از سطح محلی به سطحی جهانی تکامل یافت. تولید کالاها به مقیاس صد ها و میلیون ها برابر افزایش پیدا کرد. انقلاب صنعتی با این رشد و تکامل سریع صنعت و تجارت، یک طبقه سرمایه دار ثروتمند بوجود آورد که مبارزه سختی را که از پیش با نظام کهنه فئودالی شروع کرده بود، شدت بخشید. این طبقه جدید از لحاظ اقتصادی، سیاسی، فلسفی و نظامی علیه اربابان بزرگ فئودال، شاهان، پاپ ها و اسقفها و نجبا وارد جنگ شد وطی جنگ های قهرآمیزی که در گرفت، انقلاب های بورژوایی صورت گرفت. و در نتیجه آن نظام های سیاسی جمهوری یا سلطنت مشروطه شکل گرفتند.در عین حال تعداد بی شماری از دهقانان و تولید کنندگان مستقل سابق، که به خاطر باز شدن جا برای پرورش گوسفند از زمین هایشان بیرون و در دسته های بزرگ به داخل کارخانه ها رانده شدند و به کارگر مزدور تبدیل شدند. هم چنین پیشه وران که برای خود و یا در کارگاه های کوچک کار می کردند، به تدریج در کارگاه های بزرگ گرد هم می آمدند. به این ترتیب طبقه کارگر جهانی شکل می گرفت. کارگران اعم از زن و مرد و کودک با مزدهای بسیار ناچیز، ساعات کار طولانی و طاقت فرسا (تا 16ساعت کار) برای طبقه جدید کار می کردند. در یک گزارش پارلمانی در تاریخ 1833 وضعیت کارگران این طور توصیف شده است:" بی نوایی کارگران انگلیس، زشتی های برده داری امریکا، فئودالیسم ایرلند، و حکم رانی بریتانیا در هندوستان را تقریبا تحت شعاع خود قرار می دهد." کارگران در انقلاب های بورژوایی قرن نوزدهم فعالانه شرکت می کردند و در مبارزه علیه نظام های پادشاهی و مالک رعیتی متحد بورژوازی محسوب می شدند، اما با پیش روی مبارزه و قد علم کردن کارگران بعنوان طبقه ای متمایز و مستقل که دارای خواست های طبقاتی مشخص بود، سرمایه داران با مالکان و پادشاهان دوباره متحد شده و آن ها را سرکوب می کردند. انقلاب 1848 کارگران فرانسه،آلمان، مجارستان، اتریش و ایتالیا و نیز قیام کمون پاریس نمونه های برجسته این رویارویی طبقاتی بودند که هر بار کل نظام ارتجاعی شاهان، ملاکین و سرمایه داران بر علیه طبقه کارگر اروپا بسیج شده و وحشیانه آن را سرکوب کرده و به شکست کشاندند.

 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 10:33  توسط سوسیالیست  |